چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۸ ه‍.ش.

داستان سکسی سکس زن همسایه

من الان 20 ساله اینجام با خانواده اصلا اینجا بدنیا اومدم و به علت بعضی از مشکلات سیاسی بابام که تو اون زمانا داشته ممنوع الورودیم به ایران.
از خودم بگم که اصلیتم جنوبیه قدم 182 و وزنم 70 و ورزش هم میکنم فوتبال در سطح کمی حرفه ای و بدن ماهیچه ای دارم.
ما تو یه آپارتمون نشستیم که همه ی همسایه هامون عربن و منم به زبان عربی کاملا واردم و از این لحاظ مشکلی نیست.
اما از زن همسایمون که من تا اون وقت زیاد ندیده بودمش یعنی میاد خونمون با مامانم رابطه ی خوبی داره زن راحتیه اما شوهر سختگیری داره مامان من هم آدم سختگیر فوق العاده.
یه روز مثل همیشه بعد از اینکه از سرکار برگشته بودم خوابیدم و بیدار شدم و لباس پوشیدم برم باشگاه که تو آسانسور زنه رو دیدم اونا 2 طبقه بالای ما نشسته بودن اونروز متوجه شدم جه تیکه ایه اون داشت میرفت خرید منم رفتم تو اسانسور خلاصه اونجا احوال پرسیو از این کس شعرا خلاصه ما رفتیم تو کف این خوشگله.مشخصات فاطمه خانوم ما: یه زن سفید یعنی خیلی سفید با یه کون تپل و گرد نظر هر کیریو جلب میکنه با یه سینه های گرد( تو دلم گفتم این کحا بوده من خبر نداشتم ) خلاصه مقدمات مخ زنی اولی رو چیدم تا یه روز دیگه من داشتم از ماشینم پیاده میشدم که دیدمش از خرید اومده و یه گونی برنج 20 کیلویی داشت که براش سهت بود برش داره گفتم بیارم برات گفت نه ممنون خلاصه از ما سماجت قبول کرد.بردم تو خونشون گفت دستت درد نکنه(اسمم رو نمیگم ) فرض کنید (حامد) گفت بشین برات آبمیوه بیارم گفتم مرسی بزارین برنج رو براتون تو سطل خالی کنم اونم قبول کرد سطل رو اورد و منم برنج رو خالی کردم اونم کمکم کرد و هی پاهامو به کونش میچسپوندم خیلی حال میداد اونم هی جواب میداد و خودش رو به من میزد بعدش میواستم برم که ازم شمارمو گرفت گفت شوهرم کارش دوره و بعضی روزا نمیاد شاید کاری داشته باشم بکم برام انجامش بدی منم تو کونم عروسی بود هردوتا شمارمو دادم بهش شمارشو هم ازش گرفتم. تا شب همش مسج میدادم بهش اونم جواب میداد تا اینکه قبل از خواب گفتم خیلی دوست دارم قبل از خواب یکی منو ببوسه که گفت اگه جای شوهرم بودی میبوسیدکت اینجا ریدخ شد بحالم بدون خدافظی خوابیدم.ا بعد از چند روز سر کار بودم که زنگ زد من چشام چارتا شد گفتم جواب ندم این پایه نیست و از این حرفا جواب ندادم مسج داد بهم نوشته بود کار مهمی دارم وقت کردی بزنگ منم بعد از نیم ساعت زمگیدم گفت که امشب میخواد بره خونه یکی از دوستاش ما شوهرش نیست ماشین هم نداره میشه من برسونمش گفتم باشه خلاصه من هم شب تیپی زدم و داشتم میرسوندمش که تو راه جی افم زنگ زد(البته یکیشون خیلی جی اف دارم ) جواب ندادم گفت جی افته گفتم آره ولی نمی خوامش گفت چرا خوشگل نیست گفم هست اما نه به خوشگلی تو ولی فایده ای نداره دوستی باهاش همش حرف از پشت تلفن گفت مگه تو باهرکی دوست بشی ازش چی می خوای گفتم همون کارایی که همه میکنن گفت پس از من هم همین کارارو می خوای من چشام چارتا شد گفتم مگه من و و دوستیم تو همسایمونی گفت میشه که دوستم بشم گفتم از عهدش بر میای گفت الان داریم میریم تست کنم خودم رو باهات.رسیدیم خونه دوستش گفت بیا تو گفتم نه من دیگه برم مزاحمتون نمیشم گفت برا تو ای خونه امشب خالی شده گفتم خونه خودت که خالی بود گفت از مامانت نمیترسی خدایی اینجا رو راست میگفت ترسم ریخت و رفتم تو من و اون تنها بودیم با دوستش دوستش من رو دید و احوال پرسی کلید رو داد به فاطمه حون و خودش رفت بیرون فکر کنم خونه ها رو عوض کرده بودند.
ما نشستیم رفت با یه تاپ و یه شلوارک استرچ اومد من تا دیدم سیخ کردم فورا بلند شدم گفتم منم برم لباش عوض کنم گفت بیا خودم برات عوض میکنم زیپ شلوارمو باز کرد و کیرم رو از شرتم بیرون آورد یه نگاهی بهش انداخت گفت خوبه بهش هم رسیدی گفتم من همیشه آماده ی شلیکم و خندیدیم از کیرم بگم خیلی کلفته ولی درازیش کمی از حد متوسط بزرگتره وایساده بودم و داشت برام ساک میزد که منم با موهاش بازی میکردم که دستش رو گرفتم و رفتیم تو اتاق خواب و خوابوندمش رو تخت شلوارک رو از پاش در آوردم یه کس سفید جلوم اومد بیرون تپل با یه آرایش جالب که بالاش فقط یه مثلت بود که من کلی با این مدل حال میکنم نشستم براش لیس زدن اونم با دستاش موهامو میکند کس کش استایل موهامو خراب کرد 1 ساعت با سشوار داشتم مو درست میکردم رید بهشون خلاصه بلندش کردم و یه قرص داد بهم گفت بخور خوردم خلاصه نشست برام ساک زدن خیلی حرفه ای ساک میزد منم تو عشق و حال بدم که یهو به حالت سگی در اومد داشت با کسش بازی میکرد که منم کیرمو گذاشتم در کسش که یهو سوراخ کونش رو دیدم برق از پشام رفت یه سوارخ قهوه ای تنگ و تمیز کیرمو به کسش میمالوندم و با انگشتم سوارخ کونش رو یه تف انداختم رو انگشتم و کردم تو کونش داشتم بازی میکردم که اونم هی به انگشتم فشار میداد یهو کیرمو کردم تو کسش یه دادی زد خیلی تنگ بود برام کمی صر کردم بیخیال کونش شدم و داشتم تلمبه میزم صدای عردوتامون به آسمون ریده بود که کشیدم بیرون و کیرم تو چند بار همین کارو کردم داشت دیونه میشد داشتم تلمبه میزدم که یه لرزشی کرد و کیرمو از کسش آورد بیرون و به ارگاسم رسید و مم سر کیرمو به کسش میمالوندم و یهو انداختم تو و شروع بگائیدن فاطمه حونم اونم همش اسممو صدا میزد میگفت بکن بکن مثل اینکه چیزه دیگه ای بلد نبود منم تو اوج لذت بودم کسشم بعد از ارگاسم رسیدن لیز و تنگ شده بود یهو خودش آورد بیرون و خواست که من بخوابم و خودش بشینه رو کیرم که گفم ک.نت رو میخوام گفت نه درد داره شوهرم تا حالا نکرده و از این حرفا کمی خودم رو لوس کردم گفت تورو ارضا کردم تو هم باید هرچی من میخوام بدی گفت نمیشه درد داره شوهرم شک میکنه منم دست بکیر گفتم جلق بزنم بهترمه که دیگه تو کس تو بکنم خلاصه راضی شد ولی گفت یواش بکنیا کمی سوراخش رو لیس زدم و کیرم و کریو همچین کونش رو کیرمو اونک خوابید و منم یه بالشت گذاشتم زیر شکمش تا کونش بیاد بالا کیرمو به کسش مالوندم و آوردم جلو سوراخ کونش فشار دادم فایده ای نداشت کفتم کفلات رو از هم باز کن کمکم کن تا بره تو اونم بیخبر از زجری که قراره بکشه همین کارو کرد که با یه فشار ازرائیلی نسفش رفت تو و داد و بیداداش شروع شد منم هی داشتم گردنش رو لیس میزدم و باهاش میحرفیدم تا آروم شد منم کم کم تلمبه میزدم و صدای شلپ شلپ همه جا رو پیچیده بود فاطمه هم خیلی خوشش اومده بود و هی داشت حرفای سمسی میزد بهش گفتم دارم میام گفت بریز تو کسم گفتم مگه دیونه ای گفت من نازام و بچه دار نمیشم منم خوشحال شدم و کشیدم بیرون اونم برگشت و پاهاشو داد بالا منم گذاشتم تو کسش نیم تلمبه زدم که آبم کامل ریخت تو روده هاش همونجور روش خوابیدم بعد که بلند شدم داشت با سوراخ کونش بازی میکرد ناراحت از اینکه اینهمه گشاد شده بود گفتم ایرادی نداره کسی نمیفهمه.منم در خواست شام کردم تا شام آورد کمی بهم پیچیدیم و شام خوردیم رفتیم حموم همدیگرو شستیم و با کمی شیطونی از طرف اون من دوباره شق کردم یه صفایی هم اونجا بردیم و بعدش رفتیم خونه و به دوستش زنگ زدیم که برگرده نگو اون کس کشه خونه فاطمه بوده با یکی دیگه داشته حال میکرده تا همسایه های اینم شک نکن.
حوصله ندارم دوباره از روش بخونم غلط هایی املائی رو درست کنم کمی به خودتون فشار بیارین.
من زیاد سکس دارم اگه حوصله کنم براتون مینویسم

‏هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر